به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، اولین نشست آسیبشناسی طرحهای آمادهسازی زمین در ایران با تاکید بر تحقق قانون جهش تولید مسکن در کشور در سه سطح شامل سیر تحول طرح مساله، آسیبشناسی روند تهیه طرحهای جاری مسکن و شهرکسازی و نگاه ویژه به این طرحها و جایگاه آن در نهادهای صنفی معماران و شهرسازان به همت دفتر ترویج معماری، طراحی شهری و بافتهای واجد ارزش بررسی شد.
آسیبشناسی طرحهای آمادهسازی زمین در ایران با تاکید بر تحقق قانون جهش تولید مسکن در کشور در سه سطح شامل سیر تحول طرح مساله، آسیبشناسی روند تهیه طرحهای جاری مسکن و شهرکسازی و نگاه ویژه به این طرحها و جایگاه آن در نهادهای صنفی معماران و شهرسازان از موضوعاتی بود که مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
همچنین در این نشست اعضا در خصوص تشخیص نقش و جایگاه طرحهای آمادهسازی زمین با محوریت طرحهای شهری و ارتباط آن با قانون جهش تولید مسکن، ارتباط این طرح با اسناد بالادستی، مناسبسازی محلات جدید و فضاهای شهری و الگوهای همسایگی در سایه طرحهای توسعه و عمران نیز تبادل نظر کردند. اسناد بالادستی این طرح از جمله دستورالعمل طراحی و ساخت طرحهای مسکن حمایتی مصوب ۱۴۰۳، دستورالعمل ترویج شهرکسازی مصوب ۱۳۹۹، مبحث ۲۴ مقررات ملی و کنترل ساختمان با عنوان انطباق شهری ساختمان در این بررسیها مطرح و ملاک عمل قرار گرفته است.
هم افزایی بین سازمانی در سطوح ادارت کل راه و شهرسازی استانها و کمیتههای فنی شورا و همچنین همکاری و مشارکت جامعه حرفه ای از روند تهیه تا نظارت و اجرا از دیگر موضوعات این نشست بود.
بر اساس نظر کارشناسان حاضر در این نشست، انتظار از این طرح، صرفاً تهیه نقشه تفکیکی و قطعه بندی است. بنابراین، میتوان این آسیب وارده بر بیشتر طرحهای آماده سازی زمین و مسکنهای حمایتی در کشور را در سایه برگزاری سلسله نشستها با انجمنهای صنفی مربوطه و تعریف طرح مطالعاتی بررسی و رفع کرد.
دفتر ترویج معماری، طراحی شهری و بافتهای واجد ارزش تاکید کرده است: «انسجام» و «همپیوندی» مجموعههای زیستی از یک سو، در سطح عام به عنوان کیفیتهای ضروری در حیات کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهرها، در دوره مدرن کمتر مورد توجه شهرسازان بوده و از سویی دیگر در سطح خاص سبب لجام گسیختگی و عدم انعکاس مفهوم «تکثرگرایی» در ایجاد کلیتی واحد، تحت عنوان «محله» به لحاظ «ریختشناسی» در پیوند با میراث شهری گذشته و شهر تکثرگرا موجود است. تا آنجا که پراکندگی و زوال بافت کالبدی شهرها و به ویژه کلانشهرهای کنونی را میتوان نتیجه عدم توجه به همپوشانی دو بعد ماهوی، شامل عدم توجه به کیفیات محیطی در نظام برنامهریزی و طراحی شهری شهرهای جدید و الحاقات عرصههای پیوسته به شهرهای موجود در ذیل قانون جهش ایجاد مسکنهای حمایتی جستجو کرد، قانونی که در ماهیت کمیت گرای خود، به وضوح مطالعه فرم و ساختار فضایی-اجتماعی لازم برای برنامه و طراحی مجموعههای زیستی در جهت تحقق مفهوم «باهمستان» به تعدیل برده است؛ و تصویر ذهنی از مسکن را اذهان عمومی در سطح خرد به ساختمان و در سطح کلان و میانه به جزیرهای جدا افتاده از حیاتهای اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی پویا و متنوع در پیوند با مراکز شهرها خلاصه میکند؛ و در بعد رویهای به نبود همافزایی کافی میان دستگاهها و نهادهای ذیربط در زمینه ایجاد مسکن از منظر سیاستگذار، نهادهای اجرایی، انجمنهای صنفی و فعالان میدانی حوزه اعتلای مفهوم مسکن و محله در ایران دانست.